<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>روان‌شناسی فرهنگی</title>
    <link>https://jcp.samt.ac.ir/</link>
    <description>روان‌شناسی فرهنگی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نیازهای بنیادین روان‌شناختی و مدگرایی: نقش میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی و اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی در کاربران اینستاگرام</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_238992.html</link>
      <description>پژوهش با هدف پیش‌بینی مدگرایی براساس ارضاء نیازهای بنیادین روان‌شناختی با نقش میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی و اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی در کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام انجام گرفت. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعۀ آماری شامل دانشجویان دانشگاه‌های شهر تبریز بود و 397 شرکت‌کننده با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای، بر اساس توصیه کلاین انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل مقیاس نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی، مقیاس اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی ، مقیاس ارضاء نیازهای بنیادین روان‌شناختی و مقیاس مدگرایی بود. داده‌ها توسط نرم‌افزار آماری SPSS24 و AMOSE24 و به روش تحلیل مسیر تحلیل گردید. نتایج همبستگی معنا‌داری بین متغیرهای پژوهشی نشان داد (0/01&amp;amp;gt;P). براساس نتایج، ارضاء نیازهای بنیادین روان‌شناختی به‌ صورت مستقیم 19 درصد و به طریق غیر‌مستقیم 65 درصد از واریانس مدگرایی را تبیین می‌کند. بر اساس نتایج آزمون بوت‌استراپ و آزمون سوبل، اثر میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی و اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی جزئی و معنادار بود (0/05&amp;amp;gt;P). نتیجه‌گیری می‌گردد، کاربرانی که نیازهای بنیادین آن‌ها به‌طور کامل ارضا نمی‌شود، به‌دنبال دریافت بازخوردهای اجتماعی بیشتری در شبکه‌های اجتماعی هستند و با افزایش وابستگی به این فضاها، تمایل بیشتری به مد پیدا می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساخت و اعتباریابی پرسشنامه حلم در حیطه هیجان خشم بر اساس منابع اسلامی</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_238990.html</link>
      <description>در فرهنگ اسلامی، حلم یکی از مفاهیمی است که ارتباطی تنگاتنگ با تنظیم هیجانات به‌ویژه تنظیم خشم دارد. این مقاله به فرایند ساخت پرسشنامه حلم در حیطه هیجان خشم می‌پردازد که در آن از دو رویکرد کیفی و کمی استفاده شده است. در بخش کیفی، با استفاده از روش &amp;amp;laquo;تحلیل محتوای کیفی عرفی&amp;amp;raquo;، یک مدل مفهومی برای حلم بر اساس منابع اسلامی با تأکید بر کنترل خشم به دست آمد. بر اساس یافته‌های حاصل از پژوهش کیفی، پرسشنامه‌ای 60 گویه‌ای تنظیم شد و بر نمونه‌ای بالغ بر 824 عضو شبکه‌های اجتماعی ایتا، واتساپ و تلگرام اجرا گردید. با استفاده از روش &amp;amp;laquo;تحلیل عاملی اکتشافی&amp;amp;raquo;، چهار عامل اصلی (مدیریت شناختی، بخشایش‌گری، عصبانیت و ایستایی فکر) و سه‌خرده‌عامل برای عامل اول (کنترل آگاهانه، درگیرنشدن و همدلی) کشف گردید. روایی محتوا با استفاده از شاخص CVI بررسی شد. بر روی بخشی از نمونه (176 نفر) همزمان مقیاسی برای سنجش &amp;amp;laquo;پرخاشگری&amp;amp;raquo; اجرا شد که &amp;amp;laquo;روایی ملاک&amp;amp;raquo; را تأیید کرد. شواهد هم‌گرا و افتراقی برای روایی سازه، ارائه و مطلوب ارزیابی شد. پایایی درونی پرسشنامه توسط روش آلفای کرونباخ 0.959 محاسبه و تأیید شد. در سطح عامل‌ها و خرده‌عامل‌ها نیز پایایی درونی، بررسی و تأیید شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس استرس فرهنگ‌پذیری در مهاجران افغانستانی مقیم ایران</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_237220.html</link>
      <description>مهاجرت گسترده افغان‌ها در پی چهار دهه جنگ و ناامنی، آنان را با چالش‌های متعددی در کشورهای میزبان مواجه ساخته است. یکی از این چالش‌ها، استرس ناشی از فرهنگ‌پذیری است که می‌تواند سلامت روانی و جسمی مهاجران را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش بررسی روایی و پایایی پرسش‌نامه استرس فرهنگ‌پذیری در میان مهاجران افغانِ ساکن ایران بود. جامعه آماری شامل تمامی افغان‌های بالای ۱۸ سال مقیم ایران بود که از میان آن‌ها ۵۱۰ نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند (۲۵۲ نفر برای تحلیل اکتشافی و تأییدی مدل هفت عاملی و ۲۵۸ نفر برای تحلیل تأییدی مدل چهار عاملی). داده‌ها از طریق لینک آنلاین و نسخه چاپی در سفارت افغانستان جمع آوری شد. تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل هفت‌عاملی تأیید نمی‌شود؛ اما تحلیل عاملی اکتشافی ساختار چهارعاملی شامل &amp;amp;laquo;ادراک تبعیض&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دل‌تنگی برای وطن/هم‌وطن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دیسترس و ناامنی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;احساس بیگانگی&amp;amp;raquo; را استخراج کرد که در مجموع ۵۷.۰۴۲ درصد از واریانس را تبیین کردند. پایایی زیرمقیاس‌ها بین ۰.۸۰ تا ۰.۹۲ و همسانی درونی کل مقیاس ۰.۹۵ به‌دست آمد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این ابزار می‌تواند در شناسایی استرس‌های فرهنگی مهاجران افغان و طراحی مداخلات حمایتی مفید باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آموزش روان‌شناسی اسلامی در ایران: تحلیل محتوای 52 برنامة درسی روان‌شناسی</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_237219.html</link>
      <description>تعلیم و تربیت و دانشگاه اسلامی مستلزم داشتن برنامه‌های درسی منطبق با آموزه‌های اسلامی است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی وضعیت آموزش روان‌شناسی اسلامی در ایران با تمرکز بر برنامه‌های درسی مصوب و فعال در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. بدین منظور سرفصل 41 برنامة درسی روان‌شناختی فعال در وزارت علوم و 11 برنامة درسی روان‌شناختی فعال در وزارت بهداشت تحلیل محتوای کمّی شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که برنامه‌ریزان درسی کمابیش به نقش اسلام در آموزش روان‌شناسی در ایران توجه دارند. تأکید برنامه‌ریزان درسی روان‌شناسی آن است که نظرگاه اسلام در مسائل روان‌شناختی در نظر گرفته شود، به منابع اسلامی مراجعه شود، نظر دانشمندان اسلامی به مثابه ریشه‌های روان‌شناسی در اسلام اخذ شود، و معارف اسلامیِ مرتبط با روان‌شناسی به دانشجویان آموخته شوند. پژوهش حاضر، ضمن ترسیم وضعیت فعلی آموزش روان‌شناسی اسلامی در ایران در چارچوب برنامه‌های درسی مصوب، تحلیل فرهنگی آموزه‌های اسلامی را به منظور گنجاندن در برنامه‌های درسی روان‌شناسی لازم می‌شمارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل رضایت زناشویی بر اساس سبک‌های دلبستگی بزرگسالان، سبک‌های دلبستگی به خدا و توکل به خدا در زنان و مردان متأهل: تحلیل اثرات مستقیم و غیرمستقیم با بررسی متغیرهای جمعیت‌شناختی</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_219482.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای رضایت زناشویی بر اساس سبک‌های دلبستگی بزرگسالان، سبک‌های دلبستگی به خدا و توکل به خدا در زنان و مردان متأهل شهر تهران بود. روش، از نوع بنیادی بود که در گروه پژوهش‌های توصیفی &amp;amp;ndash; همبستگی قرار می‌گرفت و با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه شامل کلیه مردان و زنان متأهل شهر تهران در شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز بودند که از میان آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای، 773 نفر به شیوۀ دردسترس، انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها نشان داد که سبک‌های دلبستگی بزرگسالان و توکل به خدا، به طور مستقیم، منجر به رضایت زناشویی می‌شوند. همچنین، متغیر توکل به خدا دارای نقش واسطه‌ای جزئی در رابطۀ بین سبک‌های دلبستگی به خدا و رضایت زناشویی می‌باشد و این نقش میانجی، در زن‌ها، معنادارتر از مردان بود. علاوه بر اینها، دیگر مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم (واسطه، تعدیلگر، واسطۀ تعدیل‌شده) منتهی به متغیرهای رضایت زناشویی، توکل به خدا، سبک‌های دلبستگی بزرگسالان و سبک‌های دلبستگی به خدا با واردکردن متغیرهای مهمی همچون جنسیت، سن، تحصیلات و مدت‌زمان ازدواج، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. پایایی و روایی همگرا و واگرای متغیرها با استفاده از آماره‌های پایایی مرکب، میانگین واریانس استخراج‌شده و نسبت روایی یگانه &amp;amp;ndash; دوگانه، مورد بررسی قرار گرفتند. مدل رضایت زناشویی از پایایی و روایی مناسبی برخوردار بود. همچنین، داده‌ها از برازش قابل‌قبولی برخوردار بوده و متغیرها، به اندازۀ مطلوبی، مستقل از یکدیگر بودند. مدل توانست 8/27٪ از رضایت زناشویی را تبیین کند که حاکی از مناسب‌بودن قدرت پیش‌بینی‌ و تبیین مدل بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساخت و اعتباریابی پرسشنامه شخصیت اخلاقی براساس منابع اسلامی</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_220496.html</link>
      <description>شخصیت‌ اخلاقی، در سال‌های اخیر یکی از موضوعات مهم در روان‌شناسی اخلاق بوده و سه حوزه منش ‌اخلاقی، هویت -اخلاقی، و مسئولیت را در بر می‌گیرد. هدف: هدف پژوهش، ساخت و اعتبار‌یابی پرسشنامه شخصیت اخلاقی براساس منابع اسلامی و تعیین ویژگی‌های روان‌سنجی آن بود. روش: روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی سیه و شانون از نوع استقرائی برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و روش پیمایشی برای بررسی روایی و اعتبار بود. جامعه آماری طلاب و دانشجویان بودند که از بین آنان تعداد 212 نفر به عنوان نمونه به شیوه نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب گردید. یافته‌ها: روایی محتوا برای یافته‌های بدست آمده و گویه‌های ساخته شده توسط متخصصین علوم انسانی و روان‌شناسی بدست آمد، هر آیتمی که حداقل CVR آن 99/0 و شاخص CVI آن 79/0، بود، انتخاب گردید. روایی سازه به دو شیوه تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی با دو ابزار spss26 و Amos24 مورد بررسی قرار گرفت و چهار عامل اخلاق خدامحور، اخلاق فردمحور، اخلاق دگرمحور و عامل اخلاق زیست محیطی، کشف و تأیید گردید و تمام شاخص‌های برازش از مطلوبیت کافی برخوردار بود. اعتبار پرسشنامه با نمره همبستگی هر عامل با نمره کل، ضریب اسپیرمن &amp;amp;ndash; براون، روش دو نیمه‌سازی گاتمن و آلفای کرونباخ بدست آمد. آلفای کرونباخ عامل اخلاق خدامحور (83/0)، اخلاق فردمحور (89/0)، اخلاق دگرمحور (89/0) و عامل اخلاق زیست محیطی (83/0)، بدست آمد که حاکی از همسانی درونی بسیار خوب پرسشنامه است. نتیجه‌گیری: با تأیید روایی و اعتبار پرسشنامه پژوهشگران می‌توانند در تحقیقات پژوهشی و روان‌شناختی از پرسشنامه شخصیت اخلاقی براساس منابع اسلامی استفاده کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی راهبردی نهادینه‌سازی نقش خانواده در سبک زندگی اسلامی-ایرانی( شناسایی استراتژی بهینه و الگوی حکمرانی مؤثر)</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_229766.html</link>
      <description>چکیدهپژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین استراتژی بهینه برای نهادینه‌سازی نقش خانواده در تحقق سبک زندگی اسلامی-ایرانی انجام شد. با توجه به اهمیت محوری خانواده به عنوان نخستین بستر تربیت فردی و اجتماعی، این مطالعه با رویکردی تلفیقی از روش‌های کیفی و کمی، به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های پیش رو پرداخته است.در فاز کیفی، با استفاده از تحلیل راهبردی جامع SWOT، نقاط قوت (مانند پیوند عمیق با مذهب و فرهنگ)، نقاط ضعف (مانند عدم توجه کافی به نیازهای روان‌شناختی)، فرصت‌های بیرونی (مانند پیشرفت‌های فناورانه و ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد) و تهدیدهای محیطی (مانند تهاجم فرهنگی و تغییرات سریع اجتماعی) شناسایی و تبیین شدند.در فاز کمی، با بهره‌گیری از تکنیک AHP و وزن‌دهی به شاخص‌ها، استراتژی‌های چهارگانه (تهاجمی، محافظه‌کارانه، رقابتی و تدافعی) اولویت‌بندی شدند. نتایج به وضوح نشان داد که استراتژی تهاجمی (SO) به عنوان ارجح‌ترین و کارآمدترین رویکرد، بالاترین امتیاز را کسب کرده است. این استراتژی بر استفاده حداکثری از نقاط قوت درونی برای بهره‌برداری از فرصت‌های بیرونی تمرکز دارد و رویکردی فعالانه و آینده‌نگر را برای تحکیم بنیان خانواده پیشنهاد می‌دهد.در نهایت، پژوهش بر اساس استراتژی منتخب، مجموعه‌ای از پیشنهادهای حکمرانی را در هفت عرصه کلیدی شامل سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، ساختاری، پژوهشی و آموزشی ارائه می‌کند که می‌تواند به عنوان یک چارچوب عملیاتی برای سیاست‌گذاران و نهادهای اجرایی مورد استفاده قرار گیرد. این تحقیق بینش‌های ارزشمندی را برای برنامه‌ریزی‌های راهبردی و اقدامات مؤثر در این زمینه فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی موانع برجسته‌ی فرهنگی اجتماعی جهت دریافت خدمات روانشناختی؛ یک مطالعه مروری روایتی</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_237221.html</link>
      <description>مقدمه: شناسایی موانع استفاده مردم از خدمات روانشناختی همواره از دغدغه‌های صاحب‌نظران و متخصصان سلامت روان بوده است، از این رو هدف از پژوهش حاضر مروری جامع بر موانع برجسته فرهنگی و اجتماعی جهت دریافت خدمات روانشناختی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر در قالب یک مطالعه مروری از نوع مرور روایتی با هدف استخراج دانش کاربردی و جامع در جهت شناسایی موانع برجسته فرهنگی و اجتماعی جهت دریافت خدمات روانشناختی انجام گرفت. جستجوی منابع با تمرکز بر مطالعات مرتبط در پایگاه‌های معتبر علمی داخلی و بین المللی تا سال 2023 انجام شده و یافته‌های به‌دست‌آمده با رویکردهای کمی، کیفی و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد، چهار عامل فرهنگی اجتماعی از جمله: انگ و برچسب زنی از سوی جامعه، باورهای مذهبی، جمع‌گرایی فردگرایی و فقر به عنوان موانع استفاده از خدمات روانشناختی استخراج شدند. نتیجه‌گیری: از پژوهش حاضر می‌توان نتیجه گرفت که انگ و برچسب زنی، باورهای مذهبی، جمع‌گرایی، فقر و مشکلات نقشی بازدارنده در استفاده مردم از خدمات روانشناختی دارند، از این رو ساسیت‌گذاران، دست‌اندرکاران و صاحب‌نظران حوزه سلامت روان با در نظر گرفتن این عوامل و انجام اقدامات موثر و مناسب در این خصوص بتوانند در ساخت بستر مناسب جهت تسهیل استفاده مردم از خدمات روانشناختی گام‌های موثری بردارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌پذیری اجرای پروتکل مقابله دینی مبتنی بر قرآن کریم در کاهش استرس ادراک‌شده: مطالعه تک‌آزمودنی طرح خط پایه چندگانه</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_238988.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف امکان‌پذیری اجرای پروتکل مقابله دینی مبتنی بر قرآن کریم در کاهش استرس ادراک‌شده، انجام شد. روش پژوهش، آزمایشی به شیوه تک آزمودنی، طرح خط پایه چندگانه بود. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون، مقیاس استرس ادراک‌شده و پروتکل مقابله دینی بود. نمونه‌گیری به شیوه هدفمند انجام شد و از بین مراجعه‌کنندگان دارای استرس به مرکز مشاوره سماح قم، 3 نفر انتخاب شدند. برای هر کدام از مراجعان به صورت تصادفی بین 3 تا 7 جلسه خط پایه در نظر گرفته شد. یافته‌های پژوهش، میزان رضایت بالینی مراجعان از اجرای پروتکل مقابله دینی را ۹۳ درصد و مطلوب نشان داد. همچنین یافته‌های پژوهش، میزان بهبودی هر سه مراجع را بر اساس شاخص کاهش میانگین خط پایه، ۳۶ درصد و معنادار نشان داد. در تحلیل دیداری درون موقعیتی، تغییرات سطح، تغییرات ثبات و تغییرات روند در مرحله مداخله برای هر سه مراجع، کاهشی و باثبات بود. در تحلیل دیداری بین موقعیتی، تغییرات سطح و تغییرات روند، بیانگر روند کاهشی استرس هر سه مراجع بود. همچنین، اندازه اثر با روش‌های غیرپارامتری درصد داده‌های همپوش و درصد داده‌های غیر همپوش، سنجیده شد که نتایج بیانگر اثر بسیار بالا (100 درصد) در اجرای پروتکل مقابله دینی بر کاهش استرس ادراک‌شده مراجعان است. بنابراین، امکان کاربرد پروتکل مقابله دینی مبتنی بر قرآن کریم برای افراد دارای استرس ادراک‌شده وجود دارد و این پروتکل، می‌تواند جهت بررسی کارآمدی در مجموعه‌های پژوهشی به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقابله معنوی و چالش وجودی در مادران دارای فرزند اوتیسم: درکی کیفی از جهان‌بینی پذیرش بالا</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_238989.html</link>
      <description>اتیسم یکی از فراگیرترین اختلال‌های رشدی-عصبی است که می‌تواند آثار مخربی را بر روی بیماران و مراقبین آن‌ها ایجاد کند. زمانی که فرزندی با این اختلال شناسایی می‌شود، عوارض و آسیب‌های بی‌شماری بر مراقبین به ویژه مادر آن‌ها برجای خواهد گذاشت و پذیرش فرزند را با مشکل مواجه خواهد کرد. در این میان مادرانی هستند که فرزند خود را با چنین شرایط دشواری پذیرفته‌اند و تعهد خود نسبت به آن‌ها را حفظ کرده‌اند. طرح پژوهش حاضر، کیفی از نوع پدیدارشناسی، با روش تحلیل مضمون است. به همین منظور هدف از پژوهش حاضر، بررسی کیفی جهان بینی در مادران دارای فرزند اوتیسم برخوردار از پذیرش بالا بود. برای جمع‌آوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته بر روی 9 نفر از مادران دارای فرزند اتیسم استفاده شد. این مادران به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه‌گیری تا جایی ادامه پیدا کرد که پاسخ‌های آن‌ها به اصطلاح به حالت اشباع رسید. یافته‌ها نشان داد که جهان بینی در مادران شرکت کننده در پژوهش شامل سه بعد دنیای متناهی، زندگی نامتناهی و اضطراب مرگ می‌باشد. افراد با نوع جهان‌بینی خود با مفاهیمی نظیر ترس از آینده، گذرا بودن دنیا و آماده شدن برای مرگ رو به رو شده و بر نگرش مادران کودکان اتیسم در نحوه پذیرش کودکانشان اثرگذار می‌‌گذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل برنامه درسی جامعه‌شناسی دوره‌ی دوم متوسطه‌ی رشته علوم انسانی بر اساس میزان توجه به مؤلفه‌های سبک زندگی اسلامی- ایرانی با استفاده از رویکرد اطلاعاتی آنتروپی‌ شانون</title>
      <link>https://jcp.samt.ac.ir/article_238991.html</link>
      <description>پژوهش باهدف تحلیل برنامه درسی جامعه‌شناسی دوره‌ی متوسطه دوم رشته علوم انسانی بر اساس میزان توجه به مؤلفه‌های سبک زندگی اسلامی - ایرانی با استفاده از رویکرد اطلاعاتی آنتروپی‌ شانون انجام پذیرفته است. روش پژوهش کمی و از نوع تحلیل محتوی است. جامعه آماری کل عناصر برنامه درسی جامعه‌شناسی پایه دهم، یازدهم و دوازدهم رشته علوم انسانی است که با استفاده از روش کل شماری تمام عناصر از جمله اهداف، محتوی، روش تدریس و ارزشیابی مورد تحلیل قرار گرفتند.برای انجام تحلیل محتوا ابتدا چک لیست مناسبی تهیه و در اختیار اساتید حوزه برنامه درسی و معلمان جامعه شناسی قرار گرفت و شاخص‌ها مورد تغییر و تعدیل قرار گرفت که پس از تأیید، چک لیست به تأیید 6 نفر از متخصصین حوزه مطالعات برنامه درسی و جامعه‌شناسی نیز رسید. برای تجزیه‌وتحلیل از روش آنتروپی شانون استفاده گردید. با توجه به تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده از بررسی ضریب اهمیت و رتبه حاصل از سبک زندگی در عناصر برنامه درسی جامعه شناسی سه پایه دهم، یازدهم و دوازدهم، نتایج حاکی از آن است که در تحلیل برنامه درسی(هدف، محتوا، روش و ارزشیابی) جامعه‌شناسی دوره متوسطه دوم شاخص تغذیه در پایه دهم با ضریب اهمیت(214/ 0) در پایه یازدهم با ضریب اهمیت(262/0) و در پایه دوازدهم با ضریب اهمیت (237/ 0) بیشترین ضریب اهمیت را به خود اختصاص داده است اما دو شاخص فراغت و پوشش اسلامی- ایرانی در هر سه پایه کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
